ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 24
تاريخ رشيدى ( فارسي )
خمسين و تسعمائه » « 1 » آورده و منابع خود را علاوه بر مشاهدات عينى ، روايات اشخاص مورد اعتماد معرفى كرده است . مؤلف انگيزهء خود را از تحرير تاريخ رشيدى چنين بيان مىكند : برخى از خواقين مغول اهل اسلام بودهاند و من شرح حال ايشان را از افراد مطمئن شنيده بودم يا شخصا شاهد وقايع و حوادث روزگار بعضى از ايشان بودهام . چون ديدم كسى كه از احوال ايشان مطلع باشد باقى نمانده و اگر من به نوشتن تاريخ آنان اقدام نكنم ، مغول و خواقين مغول نسبت خود را گم خواهند كرد ، تصميم به بيان احوال ايشان نمودم . از سوى ديگر چون افاضل بهرهء چندانى از احوال خواقين نداشتند نخواستم آنها را به زحمت بيندازم . دليل ديگر اين اقدام آن است كه افاضل ماوراء النهر و خراسان در آثار خود ، تاريخ خواقين مغول را تا آنجا كه به وقايع مورد نظر مربوط بوده ، نوشته و توجهى به موضوعات ديگر نداشتهاند . از جمله خواجه رشيد الدين فضل اللّه در جامع التواريخ ؛ حمد اللّه مستوفى در تاريخ گزيده ؛ شرف الدين على يزدى در ظفرنامه ؛ مولانا عبد الرزاق در مطلع سعدين ؛ و ميرزا الغ بيگ در اولوس اربعه ، جسته و گريخته از احوال خواقين مغول سخن گفتهاند . « 2 » مؤلف ، وجه تسميه تاريخ خود را به نام رشيدى ، چنين توضيح داده است : تاريخ رشيدى به سه مناسبت به اين نام مسمى گشته است : اول آنكه تغلق تيمور خان به دست مولانا ارشد الدين اسلام آورده ؛ دوم آنكه اولوس مغول در ايام تغلق تيمور خان رشدى تمام يافتهاند ؛ و سوم آنكه آخرين خاقان مغول در اين روزگار ، عبد الرشيد خان است و اين تاريخ به نام او و براى او نوشته مىشود . « 3 » تاريخ رشيدى ، وقايع خراسان ، ماوراء النهر ، تركستان غربى و شرقى ، زونگاريا ( يا ولايت چينى ايلى ) ، تبت ، لاداخ ، گيلگيت ، چيترال ، و خان ، بدخشان ، افغانستان ، كشمير و هند شمالى را در بر مىگيرد و نيز روابط شاه اسماعيل با اوزبكان ، سرگذشت شيبك خان و تاريخ بابر پادشاه از مباحث مطرح شده در آن است . اما ارزش منحصر به فرد تاريخ
--> ( 1 ) . ر . ك : همين كتاب ، ص 191 . ( 2 ) . ر . ك : همين كتاب ، ص 235 . ( 3 ) . ر . ك : همين كتاب ، صص 1 - 7 .